پیدای پنهان  

پیداترین پنهانم امشب
درکورسوی چندواژه ..
احساس بودن پای درگل می کوبدهردم برخیالم
.پس کوچه ویران قلبم خالی ازاحساس هرعابر
می پیچداواز ی غم الود درعمق تاریکی عریان
انبوه رویاهای خسته
برقامت سردونحیفم
چون پتک سنگینی سرازیر..
فریادم اماخاموش درباد
.این لحظه های بی سرانجام این پیکرفرسوده ام راتاناکجای این شب سرد
تاعمق اعماق نبودن
درامتداد نیستی برد!
من اشتیاق هر نفس رادرفکرپروازمحبوس کردم.!!!!!!

ادامه مطلب  

رویای کبوتر  

درانحصاربادوحشی 'یخ بسته رویای کبوتر.فرتوت وخسته پادررکاب باوری خام.پس کوچه های خالی وسردومه الود
درزیرشلاق زمستان درکورسوی شب چراغی بی شیشه دردستان طوفان
انگاررستاخیزبرپاست ..
انگاررستاخیزبرپاست ...چشمان کم سوی اصالت دیگرنمی بیندتمام ماجرارا!فرسوده پیمان رفاقت درچاله های بی نهایت دیگربه یغمارفته ذهن -هرکوچه زیرپای عادت گل داده اماتاک خستهباقطره ای اشک ندامتمی پیچد آوازم دراین باددرانحنای لحظه های بی سرانجامبه یادآن ستاره ای که افتا

ادامه مطلب  

شادی  

 سه ساله که سازم تبدیل شده به بهترین رفیقم....رفیق روزهای خوب....رفیق روزهای بد....
امروز خیلی ذهنم درگیر این رفیق قدیمی بود.که چرا بیشتر صداهای حزن الود ازش می شنوم.چرا بیشتر آوازها و گوشه های زیبا حزن آلود هستن.چرا وجد و شادی توش کمه؟ چرا مثلا یکی مثل مولانا رو توی موسیقی اصیل نداریم که باوجد و جذبه ساز بزنه....تو حالت طرب.ساز دست بگیره.
 با عزیزجان که حرف زدم گفت بخاطر اینه که آگاهی غم آلوده و هرکی و هرچی اصیل تره بیشتر با غم عجین شده....ولی من اینج

ادامه مطلب  

حسادت  

نگاهش به دانه های دستبندش ثابت مانده بود،مروارید هایی که به ردیف قطار شده بودند و مچ دستش را محکم در حلقه ی محاصره شان گرفته بودند، قلبش تند تر می زد پیشانی اش داغ بود انگار خونش در دمای اتاق به نقطه ی جوش رسیده باشد و چون مواد مذاب قل قل کند ،هوای اتاق مسموم شاید شده بود.ایت اولین درکش از حسادت بود و برای اولین بار دوست داشت جای کسی دیگر باشد با تمام وجود می خواستش،و این اولین چیزی بود که اینگونه طالبش شده بود و از نداشتنش حرص می خورد ،اصلا شو

ادامه مطلب  

سعدی-دیوان اشعار-غزل521  

سل المصانع رکبا تهیم فی الفلوات

تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی


شبم به روی تو روز است و دیده‌ها به تو روشن

و ان هجرت سواء عشیتی و غداتی


اگر چه دیر بماندم امید برنگرفتم

مضی الزمان و قلبی یقول انک آتی


من آدمی به جمالت نه دیدم و نه شنیدم

اگر گلی به حقیقت عجین آب حیاتی


شبان تیره امیدم به صبح روی تو باشد

و قد تفتش عین الحیوه فی الظلمات


فکم تمرر عیشی و انت حامل شهد

جواب تلخ بدیع است از آن دهان نباتی


نه پنج روزهٔ عمر است عشق روی تو ما را

وجد

ادامه مطلب  

ایران تسلیت#ما نمی ترسیم  

سلام 
حالم خوب نیست وفکر کنم حال هیچ ایرانی خوب نیست ...
حادثه صبح امروز بسیار دردناک بود
اما دشمن چه داخلی چه خارجی باید بدونه با اینکارها راه به جایی نمی بره
ترور ادم هوی بی دفاع در حرم اقا یادر مجلس فقط ضعف شمارو نشونداد
با اینکه داعش مسئولیت حمله رو قبول کرده بوداما مطمئنن کار اونا نیس ومیخوان از اب گل الود ماهی بگیرن
ایرانی جماعت با این کارا نمی ترسه واز ارمان ها واهدافش کوتاه نمیاد
اقایون سیاستمدار هم بهتره به وظایفشون عمل کنن همون هایی

ادامه مطلب  

راز قلب  

واژه ها در بیان شیرینی عشق تو ناتوان و شرمسارندهیچگاه در چشمانت زل نخواهم زد چون نمیخواهم در میان زیبا ترین دایره دنیا تصویر من نقش ببنددچون از عشق اموخته ام خود ندیدن راحیف است بدنت بدن گناه الود مرا لمس کندبگذار تارها و رشته های نامرئی روحمان یکدیگر را درآغوش بگیرندشاید چشمان ما اشناییش را مدیون نگاه های زمینی ما باشد اما...اما قدمت آشنایی روحمان به بی نهایت میرسدمیدانم...میدانم شاید نمیفهمی قلب عاشقم چه میخواهد بگویداز من نپرس چون حتی م

ادامه مطلب  

ساده زندگی کنیم  

لبخند بزن...بگذار لبان زیبایت به جای حسادت ، مرگ ، تنفر ،از بوسه های لبخند زیبا شده باشد .یقین بدان با زیبایی لبخندی از صمیم دل هیچ نیازی به آرایش نیست.چشمان زیبایت را بگشا و بدان زیبایی محصول نگاه توست .این توجه و نگاه زیبای توست که در خارستان در هم پیچیده ،لطافت رنگ امیزی زیبایی را به تصویر میکشد.یقین بدان با چشمان زیبا نیاز به هیچ ارابشی برای زیبا، نشان دادن نیست.دستان بسته ات را بگشا و بگذار جای زور و قدرت..مهربانی در دستانت جاری باشد .یقین

ادامه مطلب  

گیجم  

سلام خدا
صبح بخیر...
اول صبحی سوتی دادم ...
بابام صبح از خواب بیدارم کرد منم بلند شدمو اماده واسه رفتن به کار ....حین بیدار کردن هم گفت اقای
امانلو و ذکریی امده بلند شو....
بعد اماده شدن و اومدن سرکار  و رسیدن به در اتاق اقای همکارو دیدم که گفت چقد زود اومدی؟؟؟
منم گفتم 7.30 هست دیگه اومدم....گفت نه !!!به ساعت گوشیم نگاه کردم دیدم 6.30 هست....
گفتم من زود اومدم بابام بیدارم کرده منم به ساعت نگاه نکردم اومدم.....خیلی بد سوتی دادم.البته
راستش به ساعت نگاه کردم و

ادامه مطلب  

چنگ دل با اجازه از اقای کویتی پور  

 
این چند روز افتاده ام روی دور اهنگ های کویتی پور. منظورم انهایی هست که با هم خاطره داریم. من و کویتی پور و تابستان های گرم تهران و صدای کولر ابی و خنکای ارامش بخش اپارتمان کوچکم در یوسف اباد. چنگ دل بهترین هست. دیگری یاران هست که بی نهایت غمناک هست و هر بار به ان گوش میدهم محال هست که گریه نکنم. نمی دانم چرا دایم به این اهنگ ها گوش میدهم شاید به این دلیل که هنوز کار پیدا نکرده ام هنوز یک مصاحبه شغلی درست و حسابی نرفته ام.
قرار نیست ناامید شوم. این

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1