ای که گفتی جان بده تا باشدت آرامِ جان / جان به غم‌هایش سپردم، نیست آرامم هنوز - غزلیّات حافظ  

روزِ اوّل رفت دینم در سرِ زلفینِ تو / تا چه خواهد شد در این سَودا سرانجامم هنوز
از خطا گفتم شبی زلفِ تو را مُشکِ خُتَن / می‌زند هر لحظه تیغی مو بر اندامم هنوز
پرتوِ رویِ تو تا در خلوتم دید آفتاب / می‌رود چون سایه هر دَم بر در و بامم هنوز
در ازل دادَه است ما را ساقیِ لعلِ لبت / جرعۀ جامی که من مدهوشِ آن جامم هنوز
ای که گفتی جان بده تا باشدت آرامِ جان / جان به غم‌هایش سپردم، نیست آرامم هنوز
 
( غزلیّات حافظ )
 
در بیت دوم : اشتباه و به معنی شهری از شهره

ادامه مطلب  

نوستالژی های ترسناک به سبک سینمای ژاپن  

۱۰- Kwaidan
کوایدان یک آنتالوژی داستان کوتاه ترسناک است. ساخته ۱۹۶۴ به کارگردانی ماساکی کوبایاشی که چهار داستان را بازگو می کند. تم غالب داستان ها، وحشت ماوراءالطبیعه به خصوص وحشت از اشباح است. به خصوص در دو داستان اول می توانید اولین نمونه های وحشت از زنان سرکش و ارواح زنان انتقام جو را ببینید. در ضمن می توانید ریشه همه آن فیلم هایی را که در آن ها یک سری خانم با موهای آشفته دراز و
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

قسمت دوم داستان کشف هویت  

سلام امروز قسمت دوم داستان رو براتون آوردم

ادامه مطلب  

یکلیا و تنهایی او  

یکلیا و تنهایی او مشهور ترین داستان بلند تقی مدرسی است و او را با این داستان میشناسند.داستان که بر مبنای روایات عهد عتیق ساخته شده، در اسرائیل کهن می‌گذرد. یکلیا دختر پادشاه اورشلیم که خود را به عشق چوپانی تسلیم کرده است، با افتضاح مرسوم از شهر طرد شده و اینک تنها و بهت زده در کنار رود باستانی «ابانه» پرسه می‌زند. غروب هنگام شیطان به سراغ او می‌آید و به مثابه دوستی جهان دیده، برای دلداریش قصه می‌گوید. قصه برخورد خدا و شیطان بر سر مخلوق...
مق

ادامه مطلب  

ملکوت  

 ” ملکوت “، شاید تنها داستانی باشد که بتوان از آن، در کنار ” بوف کور ” صادق هدایت، به عنوان یکی از ماندگارترین رمان های ایرانی یاد کرد. بهرام صادقی نویسنده این رمان، گرچه یکی از کم کارترین داستان نویسان ایرانی است، و از وی تنها مجموعه داستان “سنگر و قمقمه های خالی” و رمان “ملکوت” منتشر شده، اما توانسته یکی از ماندگارترین و در عین حال مرموزترین داستانها را خلق نماید. جالب اینکه به دلیل عدم وجود حواشی مختلف در زندگی نویسنده (مانند صادق هد

ادامه مطلب  

دل من با تویه... | کلیدر؛ اثر محمود دولت‌آبادی  

چندین بار پیشنهاد خواندن رمان کِلیدَر را از این‌ور و آن‌ور دیدم و شنیدم. چه باید می‌کردم؟ معلوم است، باید می‌رفتم سراغش. در اینترنت جستجویی کردم و فهمیدم که این اثر، ده جلد است! بله، 2600 صفحه! کتاب‌ها را گرفتم، ولی گذاشتم به کنار. امیدی نداشتم که بروم سراغش. آخر خودت بگو، که را دیده‌اید که برود ده جلد از یک داستان را بخواند؟ و اینکه کدام نویسنده را دیده‌اید که ده جلد داستان فقط با یک عنوان بنویسد؟ حقّا که جرئت می‌خواهد، هم خواندن و بیشتر

ادامه مطلب  

مقاله کمکی دوم: نگارش داستانک یلدا  

 
داستانک
داستان فلَش، داستانک یا داستان کوتاه کوتاه (به انگلیسیFlash Fiction) ) قالبی در داستان نویسی است که در چند خط یا حداکثر یک صفحه نوشته می‌شود و در پی یک کشف ضربه زننده‌است. این کشف می‌تواند غافلگیر کردن خواننده و ایجاد شوک، شوخی و یا نمایش لحظه‌ای زیبا باشد در فارسی می‌توان آن را «داستان ناگهان»، «داستان لحظه»، و «داستان آنی» ترجمه کرد. برای تبدیل داستان کوتاه به داستانک لازم است که نویسنده بخش اصلی داستان کوتاه را در نظر بگیرد و آن را

ادامه مطلب  

دیر به دیر میام اه :(  

من زنده ام خیالتون راحت این زلزله ها تهران و هیچجوره تکون نمیده ول شهری مثل کرمان یا شهرای دیگه چون ساختمونای قدیمی بیشتری دارن خوب تخریب بیشتریه! ولی برام جالبه بیشتر برار فرار مصدوم شدن 
خداروشکر داستان خوبی نوشتم تا استاد قبولم کنه برای داستان نویسی ! ولی برعکسش زبان این ترممو خوب نخوندم و افتادم :(
ولی ترم بالاتر ثبتنام کردم نمیدونم تکلیفم چیه یکماهی ام دیرتر شروع میشه تو این زمان دلم میخواد یا مسافرت برم یا بشینم برای ارشد بخونم.
 

ادامه مطلب  

نقد کتاب  

نقد و بررسی کتاب آواز پرواز / نوشته خانم راضیه تجار و نشر شاهد
 
زبان گرم و صمیمانه، نثر شاعرانه، به كار بردن تعابیر زیبا، شخصیت بخشی به اشیا و دوری از شعارزدگی، از ویژگی های این زندگی نامه داستانی است. بعضی از قسمت های كتاب، بیش از حد كشدار شده و از استحكام لازم برخوردار نیست. وقتی نویسنده اعمال مثبت شخصیت اصلی داستان را به تصویر می كشد، پیام را منتقل كرده است. پس لازم نیست، به طور مستقیم به آن اشاره كند. در واقع این تاكید، باعث ایجاد شعارزدگی

ادامه مطلب  

سنگ ِواقعیت؛ به بهانه‌ی «رگ خواب»  

در روابط‌مان با دیگران -کم و بیش-
داستان‌سازی می‌کنیم. [فکر کردن با خود، همان داستان ساختن درباره چیزهای مختلف نیست؟]
این که فلان رفتاری که او با من کرد چه معنی دارد؟ قضاوت‌اش می کنیم که نیت‌اش چه
بود. رفتار خوبی بود یا نه. بعدش چه می‌شود. قبلش چه شده.
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

داستان کوتاه پندآموز  

مسابقه  

تو مسابقه داستان نویسی صادق هدایت(1660 نفر شرکت کرده بودند) جزء 34 نفر شدم و رفتیم برای مرحله دوم داوری. دیشب هیجان زده شدم. امروز که از خواب پا شدم اما اون شور، خیلی کمرنگ شده. داستانی که برای مسابقه فرستادم رو   س   و فاطی باهاش زیاد حال نکرده بودند. ف اطی از بعد اخلاقی داستان رو تحلیل کرد و گفت دختر قصه ات اخلاق مدار نیست(بعدتر که بهش توپیم که این چه مدل نقدی است دوباره خوند و گفت سلیقه من نیست ولی خوب نوشتی) و س    از داستان هایی که عنصر تخیل در ا

ادامه مطلب  

آقای مغرورخانم لجباز  

#آقای مغرور خانم لجباز#
 
نویسنده : بهارک مقدم 
تعداد صفحات :73 
خلاصه
داستان،داستانه دوتا مامورموفق اداره آگاهیه که اصلا آبشون باهم تویه جوی نمی ره!یکیشون سرگرد سورن صادقی و دیگری سروان عسل آرمان.
داستان از جایی شروع می شه که اداره آگاهی واسه دستگیری یه باند بزرگ قاچاق مواد مخدر مجبوره که دوتا مامور زبده رو بفرسته به عنوان یک زوج داخل این باند.اولین گزینه ها کسی نیستن جز بچه های داستان ما… داستانی پر از فراز و نشیب!حوادث مختلف واتفاق های جال

ادامه مطلب  

گزارش اول از داستان یلدای چهارم  

 
چهارمین فراخوان داستانک یلدا با هدف شناسایی و پرورش استعدادها و حضور علاقه‌مندان به داستان‌های مینی‌مالیستی و گسترش شیوه ایجاز نگاری با رعایت انتقال معنای ناب در حدّاقل واژگان برگزار می‌شود.
 
آئین‌نامه فراخوان داستانک یلدا:
- این فراخوان در دو بخش آزاد و ویژه برگزار می‌شود
- همه می‌توانند در هر دو بخش شرکت کنند.
- عنوان بخش ویژه فراخوان «زلزله کرمانشاه» است.
- داستان ها باید عنوان داشته‌باشند. عنوان زیبا و جذاب می‌تواند باعث ارتقاء

ادامه مطلب  

سريال پایتخت ۴  

خلاصه داستان:
در خلاصه داستان سریال پایتخت 4 آمده است :‌پرواز شماره ۳۷۰ مالزی سقوط کرده و چو چانگ (همسر ارسطو) که از سرنشینان هواپیماست، مفقود میشود و محوریت کلی داستان حول همین موضوع میگردد. قبولی هما (ریما رامین‌فر) در انتخابات شهر، شستشوی نقی (محسن تنابنده) در مرده ادامه مطلب
 

ادامه مطلب  

داستان ِکوتاه  

من یک تعدادِ قابلِ توجه داستانِ کوتاه از نویسندگانِ به نامِ ایرانی و جهانی دارم که تصمیم به انتشارِ آن‌ها در این وبلاگ گرفته‌ام. این به معنایِ  توجه و حوزه‌ی اصلیِ این وبلاگ نیست. بلکه بخشی مهم از فعالیتِ وبلاگِ 'عمارتِ روشن' را در بر می‌گیرد.
این داستان‌های کوتاه برای نخستین بار نیست که در فضای سایبری منتشر می‌شوند اما تفاوت‌های ویژه‌ای با دیگر وبلا‌گ‌ها و سایت‌ها خواهند داشت. ابتدا این که برای جمع آوریِ این داستان‌ها، دستِ کم باید

ادامه مطلب  

ارسال اوّلین فایل داستان شماره یک از برنامه های دبیرخانه ی کشوری  

همکاران محترم با عرض سلام و خسته نباشید مجدداً شیوه نامه ی برنامه ی عملیاتی دبیرخانه ی کشوری همراه با اولین فایل به نام داستان شماره ی یک همراه با صوت و تصاویر وبا ترجمه به حضورتان ارسال می گردد ،لطفا شیوه نامه را مطالعه فرموده و فایل هارا که ماهانه به حضورتان ارسال می گردد در اختیار مدارس وهمکاران محترم قرار دهید  .بنده آماده ی پاسخ گویی به شما بزرگواران هستم. سرگروههای محترم مناطق لطفاً آثار ارسالی را تا 20 فروردین 1397 به ایمیل گروه عربی اس

ادامه مطلب  

آسانسور  

#آسانسور# 
به قلم :نیلا
 
خلاصه ی از داستان رمان:
داستان در مورد دختری به اسم منا دانشجوی رشته پرستاری که در حال گذروندن طرحش توی یکی از بیمارستانای تهرانه…پدر و مادرش و کلا خانواده اش تو شیراز زندگی می کنن….قراره این خانوم خوشگله عاشق یکی بشه…حالا این یکی کیه.؟. الله و اعلم ..یکی هست دیگه…

ادامه مطلب  

یک فنجان عشق مهمان من باش (قسمت سوم )  

سلام ..اومدم ادامه داستان واقعی و زیبا رو بگم ..نظر یادتون نره

ادامه مطلب  

آنا گاوالدا _ پس پرده _ عشق مودبانه  

بله ، نباید به ظاهر اعتماد کرد. شاید ظاهرم خیلی معمولی است ، اما این جوری خودم را استتار می کنم . مثل آفتاب پرست ها روی تنه ی درخت یا روباه های قطب شمال که  رنگ پوستشان را در زمستان عوض می کنند.چیزی که ظاهرم نشان می دهد رنگ واقعی من نیست. 
یک سری مرغ ها هستند که اسمشان را یادم نیست.پشت پایشان پر دارند ، همین طور که راه می روند پرها رد پایشان را پاک می کنند. من هم همین طورم با این تفاوت که جهتم بر عکس است . قبل از این که وارد رابطه ای بشوم همه چیز را ج

ادامه مطلب  

برگزاری جلسه داستان نویسی در کتابخانه شهید باهنر شمیرانات  

جلسه داستان نویسی با موضوع آشنایی با مکاتب ادبی در کتابخانه شهید باهنر برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان شمیرانات، به همت مسئول و  کتابداران کتابخانه عمومی شهید باهنر شمیرانات، کلاس داستان نویسی روز چهار‌شنبه مورخ ۲۹ آذر ۱۳۹۶ به سرپرستی مهسا پیروزفر و با حضور اعضا کلاس خانم ها مریم رحمانی، فرزانه فولادی، توران محمد پور، هایده مرعشی، نسرین عزیزی، عرفا جعفری ، هستی سرتیپی، فرزانه پیراهنچی، فریبا اکبری و آ

ادامه مطلب  

داستان‌هایی که از ما عبور می‌کنند  

توی خیابان‌ام و فکر می‌کنم با همه خبرهای بد و ناخوشایند و زلزله‌ای که هر لحظه ممکن است ما را یک‌جا با خاک یکسان کند، مردم هنوز چقدر از خرید کردن لذّت می‌برند. مثلاً خودم دارم می‌روم شهرکتاب تا در بی‌پولی اول ماه، خودم را یک مرتاضِ بی‌خیالِ بی‌نیاز به پول نشان بدهم. توی شهرکتاب به پسری که کتاب سرخ یونگ را توی بغل گرفته و دارد بقیه‌ی قفسه‌ را برای یافتن کتاب‌های دیگر کندوکاو می‌کند، حسودی‌ام می‌شود. احساس نادانی بهم دست می‌دهد از این

ادامه مطلب  

داستان  

جوانی به حکیمی گفت: «وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند.»حکیم گفت: «آیا دوست داری بدانی از همه این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟»جوان گفت: «آری.»
 برای ادامه ی داستان نظر بدهید

ادامه مطلب  

عشق وآتش  

#عشق و آتش#
 
نویسنده : نیلا
خلاصه ی از داستان رمان:
داستان در مورد دختریه که همه اهل محل و خانواده بهش می گن فری….فری مجبوره برای امرار معاش و زندگیش همراه برادرش جمشید دست به انواع دزدی بزنه…… ….جمشید ادم لاابالی و خوش گذرونیه وهمش گند بالا میاره ……..و کلی ام به رضا موشی بزرگترین شر خر تهرون بدهکارهتو یکی از این دزدیا فری مجبوره میشه وارد بازی بشه ….که سرنوشتشو حسابی تغییر
می ده ….
پایان خوش

ادامه مطلب  

بلندی های بادگیر  

بلندی‌های بادگیر اولین و تنها رمان امیلی برونته است. ویژگی متمایزکننده این رمان در زمان انتشارش لحن شاعرانه و دراماتیک بیان آن، عدم توضیح از نویسنده و ساختار غیرمعمولش بود
این رمان داستان عشق آتشین ولی مشکل‌دار میان هیث کلیف و کترین ارنشاو است.*و این‌که این عشق نافرجام چگونه سرانجام این دو عاشق و بسیاری از اطرافیانشان را به نابودی می‌کشاند. هیث کلیف کولی‌زاده‌ای است که موفق به ازدواج با کاترین نمی‌شود و پس از مرگ کاترین به انتقام‌گی

ادامه مطلب  

داستان وزیر و چوپان  

سریال آب پریا  

خلاصه داستان :
سریال آب پریا داستان چند پری است که هر سال، روز سیزده به در این سه پری یعنی ، ابر پری (بهناز جعفری)، سبز پری (سحر ولدبیگی)، و آب پری (آوا درویشی) در خانه خواهر بزرگترشان برف پری (هنگامه مفید) دور هم جمع می‌شوند، آش چل دانه چل گیاه می‌خورند، گل می‌گویند و گل می‌شنوند و درددل می‌کنند. اما امسال آب پری در چنگال ادامه مطلب
 

ادامه مطلب  

دوست بازیافته  

فرد اولمنمهدی سحابیخطر لو رفتن داستان در ادامه مطلب
و باز یاد دوستی های خودم افتادم وقتی از دیگران میشنیدم که چقدر دوستانت به تو نمی آیند

ادامه مطلب  

Tanna-2016  

Tanna-2016
IMDb: 6.9
Metascore:75
Director:Martin Butler & Bentley Dean
این فیلم یه فیلم کاملا متفاوته. توی یکی از جزایر اقیانوس آرام جنوبی فیلم برداری شده و بازیگرانش ساکنان یکی از قبایل بومی هستن. قبایلی که زندگی کاملا بدوی دارن و داستان این فیلم هم برگرفته از واقعیته. فیلم یه داستان عاشقانه و به عبارتی یه عشق ممنوعه رو روایت میکنه.
فیلم خیلی خاص و جذابی نیست ولی محیط و فضای فیلم کاملا متفاوت و بکره. ضمنا این فیلم در اسکار 2016 رقیب فروشنده اصغر فرهادی بوده..

ادامه مطلب  

عشق توپس کوچه های تعصب  

#عشق تو پس کوچه های تعصب#
 
نویسنده : شهلا خودی زاده
تعداد صفحات:144
خلاصه :
دختری پر شر و شور در اوج سن بلوغ… دختری که هنوز معنی عشق را به خوبی درک نمی کند… داستان سرگذشت دختریه به اسم بارانا…. دختری که تو سن کم عاشق پسرعمو شه… کسری که دیوانه ی باراناست. اما عشقش مخلوط با یه سری تعصبه و همین به مرور باعث کلافگی بارانا می شه و دل زدگیش از این عشق…. داستان سرشار از عاشقانه ها و دلدادگی هاست و پر از هیجان…
پایان خوش

ادامه مطلب  

داستان: تولد زلزله  

بادکنک ها یکی پس از دیگری ترکیدند اما اینبار نه از شادی و شور،بلکه از غصه و درد،از ترس و تنهایی به خود لرزیدند و صدای بغضشان در گوش دیوارها پیچید.

ادامه مطلب  

مقاله کمکی اول: نوشتن داستانک یلدا  

 
چگونه یك داستان ناگهانی بنویسیم؟
نوشته: جی.دابلیو.توماس
فلش‌فیكشن‌ها معمولا همچون لطیفه‌ها ساده‌اند و برای تاثیرگذاری از ضربه ‌نهایی استفاده می‌كنند. تصویر قدرتمندی پیدا كنید و آن‌را به عنوان تصویر مركزی داستانتان قرار دهید؛ به عنوان مثال تصویر غروب غم‌انگیز آفتاب در خیابان وارتون، چنان صحنه تاثیرگذاری را می‌سازد كه از هزار كلمه گویاتر است. تصویرها را با كلمات نقاشی كنید؛ مطمئن باشید كه این‌كار لطمه‌ای به اصل داستان نمی‌زند. د

ادامه مطلب  

اندوه عیسی - ولفگانگ بورشرت  

مترجم: سیامک گلشیری

 تاریخ مطالعه : 21 آذر


تعداد صفحات : 5

 مجموعه داستان : اندوه عیسی


زمان مطالعه: 7 دقیقه

 پیشنهاد مطالعه به دیگران ( 0 تا 10) : 7


خلاصه داستان : خلاصه داستان "اندوه عیسی".
نظر شخصی : داستان زیبایی بود و خوب پرداخته شده بود. من از توصیفات و اصطلاحات آن خوشم آمد. مثلا عبارت " سراسر مرگ" در تشابه با سراسر زندگی. تصور اینکه مرگ هم مثل زندگی یک بازه زمانی داشته باشد و بشود در موردش گفت : « مرده ها مجبورن "سراسر مرگشون" با این پاهای خ

ادامه مطلب  

پیاده راه کردن خیابان جمهوری و داستان درویش مصطفی  

پیاده راه کردن خیابان جمهوری و داستان درویش مصطفی
فلسفه ی وجودی شهر و فضای شهری معلول خواسته ها ی انسان است؛ بنابراین شهر باید توانایی پاسخگویی به خواسته های جسمی، مادی، معنوی، روحی و روانی انسانها را داشته باشد. گاهی برداشت های نادرست برنامه ریزان و طراحان شهری، معلول وعلت را جابجا می نماید و انسان را در محیط های شهری خویش ساخته، اسیر و زندانی می نماید.... به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب  

خاطرات بهترین سفر  

سلام میدونم یکم دیر وقته 
۵و ۴٧ دقیقه ی صبحه ک قراره مطلبم بنویسم 
ولی خب چ کنیم ک ربع ساعته رسیدم خوابگاه 
داستان سفر من از ١۴.٩.٩۶ شروع شد 
از وقتیکه شب قبلش ن من درست درمون خوابیدم و ن عاغایی

ادامه مطلب  

سريال مسافران  

سریال مسافران
خلاصه داستان سریال مسافران : فرید نویسنده ای است که پس از طلاق، با برادر خود (فرّخ) زندگی میکند. پس از مدتی متوجه میشود که مستاجران خانه، موجوداتی فضایی هستند و قصد دارند که با فرهنگ مردمان زمین آشنا شوند. فرید از نیت دقیق آنها مطلع نیست و نمیداند که این آشنایی مقدمه ای برای ادامه مطلب

ادامه مطلب  

مرگ یزدگرد  

با گذشت سال‌ها هنوز خاطره و حس مثبتی که از دیدن ِمرگ یزدگرد پیدا کردم رو فراموش نکردم. روند داستان، شخصیت‌پردازی و مهم‌تر از
همه متن و دیالوگ‌ها. این که حالت تئاتر دارد را خیلی دوست دارم. داستان‌اش ماجرای
آخرین ساعات زندگی ِیزدگر ِفراری است به خانه یک آسیابان.
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

معرفی کتاب سنگ سلام  

معرفی کتاب سنگ سلام / نوشته محمدرضا بایرامی و انتشارات علمی فرهنگی
موضوع این کتاب  روایت چند نوجوان است که برای رسیدن به یک امامزاده و تماشای مراسم مذهبی 28 صفر از راه میانبر که از کوهستانی خطرناک می گذرد، عبور می کنند که همین سفر یک روزه آن ها، پر است از ماجراهای جالب، هیجان برانگیز و البته کمی ترسناک.
یکی دو صفحه اول «سنگ سلام» کافی است تا تو را هل بدهد وسط یک ماجرای وهم برانگیز، ترسناک، معمایی و پرکشش. این کشش و هیجان سن و سال هم نمی شناسد هر

ادامه مطلب  

گزارش ششم.. تمدید جشنواره  

سلام
میلاد خجسته امام حسن عسکری علیه‌السلام مبارک باد!
دوستان عزیز! مستحضر هستید که روز پنجشنبه (هفت دی) در سالن اجتماعات دانشگاه طلوع مهر، جلسه ماهانه «با اهل قلم» برگزار می‌شه. به همین علت ما هم مجبور شدیم مراسم اختتامیه جشنواره یلدای چهارم رو به هفته بعد موکول کنیم؛ مضافا این‌که عده‌ای از دوستان خواهان مهلت بیشتر برای نگارش و ارسال داستان بودند. بنابراین، ضمن پوزش از این تأخیر ناخواسته، خدمت اون دسته از کسانی که مایل هستند داستان قبل

ادامه مطلب  

داستان ما-قسمت نخست  

بسم الله
این داستان براامده از ذهن مریض نویسنده است...
 اوایل به نظرم اصلا زیبا نبود...اصلا ازش خوشم نمی یومد...تا این که دوستم ممد گفت؛هی فلانی  نرگسهم بد نیستا!!!اول گفتم خاک برست با اون سلیقه ات!!!ولی بعدا نظرم تا حدودی عوض شود...
هنگام برخورد با خانم ها همیشه دهنم خشک میشد ،و بینهایت دست و پا چلفتی میشدم...
اون روز خیلی محترمانه اومد پیشم و گفت ببخشید اقاحسین میشه جزوه ی فیزیکتونو بدین؟؟گفتم راستش همرام نی براتو ایمل می کنم!؟
با خنده گفت ایمل؟؟

ادامه مطلب  

درباره‌ی سعید و مریم. دو.  

پیشانه اول: روزهای سختی را پشت سر می‌گذارم که برچسب ویژه‌اش تحبس‌الدعا بودن است. روزهایی که در آن می‌توانم از صبح روی مبل پشت اپن بنشینم و تا آخر شب به دیوار خالی روبرو زل بزنم و تیک تیک ساعت را بشمارم. بی آنکه بتوانم تصمیمی بگیرم یا حرکتی کنم. می‌دانم که این روزها می‌گذرند اما از اثرشان و از رنگی که بر روی زندگی‌ام می‌‌گذارند، می‌هراسم. خیلی زیاد...
پیشانه‌ی دوم: هیچ‌وقت در چنین موقیعت‌هایی نمی‌نویسم. یعنی اساسا توانی ندارم برای نوشت

ادامه مطلب  

رویای اول  

همیشه آرزو داشتم که یک محیط خصوصی برای خودم داشته باشم که توی آن بتوانم در مورد تمام ارزوهام با همه کسانی که دوستشون دارم صحبت کنم. من الان 33 سالمه و علایق عجیبی نسبت به هم سن و سال هام دارم. هم سن و سال های من همه دنبال کسب درآمد و خریدن خونه و تشکیل خانواده و بعضی ها هم در فکر مهاجرت و یا ادامه تحصیل هستند.
اما من تمام علاقه هام در علاقه های خانواده ام خلاصه می شود . عملا برای برطرف کردن نیازهای آنها دارم کار می کنم. به شخصه اگر قرار باشد برای مد

ادامه مطلب  

عشق  

خدایا تصمیم گرفتن در مورد عشق آگاهی کسب کنم 
عشق های درونی  
محاله اسراری در کار نباشه 
محاله دل من مخزن اسرار نباشه 
اما خیلی عجیبه
انگار عشق ممنوع شده
ایلیا میم تمام سایتش بستن چون کمی عشق را درک کرد 
یاد داستان های جبران خلیل جبران می افتادم 
یاد یوحنا  که چون کتاب انجیل خواند کتاب ممنوعه !
کلیساها خوندن کتاب مقدس را برای مردم ممنوع کرده بود 
یوحنا وقتی این کتاب را خواند حقیقت را یافت و کلیساها به او لقب کفار دادند و مردم او را دیوانه خوا

ادامه مطلب  

رد سرخ جامانده بر فنجان  

نام کتاب: #رد_سرخ_جامانده_بر_فنجان
((مجموعه #داستان_کوتاه))
نویسنده: #فاطمه_سلیمانی_ازندریانی
.
.
کوچک‌تر که بودیم، در برابر کوچک‌ترین سوال با چشم غرّه و اخم و ابرو در هم کشیدن مواجه می‌شدیم. بعد از آن ناچار به لب‌هایمان مهر سکوت زدیم.
اما دیگر چاره‌ای نداشتیم‌. باید می‌پرسیدیم و جواب سوال‌مان را می‌گرفتیم.
جواب سوال ما خیلی مهم بود! هر دو امیدوار بودیم حدس‌ها و خاطرات من درست باشد.
اینکه دو انگشت بابا قطع شده باشد و اینکه انگشت‌های بابا را

ادامه مطلب  

دهقان فداکار  

دهقان فداکار را یادتون هست ؟؟؟
یادش بخیر ...
چه مشق ها و دیکته هایی از روی درسش نوشتیم ...
اما اصل موضوع را شاید یادمان رفته باشد ! یا شاید هم نفهمیدیم ...
در خبرها آمده بود :
" حال دهقان فداکار خوب نیست و به علت عارضه کلیوی در بیمارستان بستری شده است . "
آرزوی سلامتی و بهبودی برای ریزعلی خواجوی ...

بعدا نوشت :
 
اسم واقعی دهقان فداکار ازبر علی حاجوی است نه ریز علی خواجوی .
داستان معروف او در آذر ماه سال چهل دو و در سی و دو سالگی او اتفاق افتاده است.
برخلا

ادامه مطلب  

چسب زخم برای پایانهای تلخ  

قبلترها زیاد مد نبود داستانها و فیلمها اینجور بدون پایان به حال خودشان رها شوند که خواننده بنشیند و بنا به ذوق خودش پایانی ترسیم کند. اینها را فرانسویها مد کردند وگرنه در باقی دنیای آسیایی و آنگلوساکسونی و این حلقه های زرد و سیاه و سرخ در هم تنیده که میبینید، نویسنده ها هنوز به سبک قدیم رویاهایشان را به دل کلمات بند میکنند و کارگردانها ذائقه های خودشان را در پایان فیلمها جاسازی میکنند. اصلا دل آدم به همین پایانها خوش است...
داستان کوتاهی از چ

ادامه مطلب  

سلام  

میگم چرا اینهمه پشت سرتون حرف میزنند ؟
دیشب توی یک گروه فامیلی بودیم
تلگرام
یکی گیر داده بود ک فلانی
کاشتنی داره و ....
بنده خدا جاریتون
همش دفاع دفاع .....
اخه چرا ؟
من ک ازن گروپ لفت دادم
خیلی عصبانی بودم
ولی نمیتونستم مداخله کنم
هم همه میدونن داستان و
هم خانمم هم بود تو گروپ
....
دوستون دارم

ادامه مطلب  

داستان ِ سر و سنگ و این صوبتا  

خب من با همه‌ی دلایلی که شنیدم چرا رابطه‌مون کات شد یکم بیشتر به خودم اومدم, فهمیدم اشتباهام کجاست, و اینکه کلا تایپ ِ من‌و اون به هم نمی‌خورد در هر صورت و اینکه حس می‌کردم تو رابطه‌ی قبلی‌ش مونده, خصوصا که باهاش کات کردن و خب آدما هم جذب آدمی می‌شن که رابطه رو تموم می‌کنه... ولی با همه‌ی اینا دوست ِ خوبیه واسم :>

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1