دوباره از اول  

یک روز پرسید: می خوای از سر شروع کنی؟دیدم نه، واقعا نه. از سر شروع کنم که چه شود؟ که چه کار کنم؟ مگر اینکه بدانم راه دیگری هم هست، که می دونم نیست. اقلا برای من نیست. اگر هزار بار دیگر شروع کنم باز به همین جا میرسم..آدمیزاد فراموشکاره. وقتی درد داره، قیل و داد می کنه، داد می کشه و بعد یادش می ره. درد که همیشه درد نمی مونه، یا درمون می شه یا آدم بهش انس می گیره.

ادامه مطلب  

دوباره از اول  

یک روز پرسید: می خوای از سر شروع کنی؟دیدم نه، واقعا نه. از سر شروع کنم که چه شود؟ که چه کار کنم؟ مگر اینکه بدانم راه دیگری هم هست، که می دونم نیست. اقلا برای من نیست. اگر هزار بار دیگر شروع کنم باز به همین جا میرسم..آدمیزاد فراموشکاره. وقتی درد داره، قیل و داد می کنه، داد می کشه و بعد یادش می ره. درد که همیشه درد نمی مونه، یا درمون می شه یا آدم بهش انس می گیره.

ادامه مطلب  

کم کردن اشتها و سیری طولانی مدت  

برای کم کردن اشتها و سیری طولانی مدت
غذاتونو با سالاد و سوپ شروع کنید 
شروع غذا با سوپ مرغ و سبزیجات یا سالادهای مغذی باعث می‌شود کمتر غذا بخورید. 

شروع کردن غذا با سالاد باعث می‌شود حدود 12 درصد کالری کمتری در آن وعده غذایی وارد بدن خود کنید. 

علاوه بر این نتایج مطالعات نشان می‌دهد افرادی که ناهار خود را با سوپ سبزیجات شروع می‌کنند حدود 20 درصد کمتر از سایرین غذا می‌خورند.
حجم بالای آب و فیبر خوراکی موجود در سالاد و سوپ به سیری کمک می‌کند.

ادامه مطلب  

692  

تصویر این ده روزی که گذشته اینقدر در ذهن من بهم ریخته است که به سختی می تونم مرتبش کنم تا ازش بنویسم. اینقدر اتفاقای مختلف مهم و بی اهمیت افتاده و اینقدر به بدو بدو گذشته که توی ذهنم مثل یک دیوار سرتاسر خط خطی نقش بسته.اول از همه اینکه با احتساب امروز، ما الان دو سال و دو روزه که به خاک آمریکا وارد شدیم! باورش برام خیلی سخته که به این زودی دو سال گذشته. چرا؟ چون از نظر منطقی نمیشه این همه اتفاق فقط توی یک سال اخیر افتاده باشه!!! در عین حالی که این د

ادامه مطلب  

692  

تصویر این ده روزی که گذشته اینقدر در ذهن من بهم ریخته است که به سختی می تونم مرتبش کنم تا ازش بنویسم. اینقدر اتفاقای مختلف مهم و بی اهمیت افتاده و اینقدر به بدو بدو گذشته که توی ذهنم مثل یک دیوار سرتاسر خط خطی نقش بسته.اول از همه اینکه با احتساب امروز، ما الان دو سال و دو روزه که به خاک آمریکا وارد شدیم! باورش برام خیلی سخته که به این زودی دو سال گذشته. چرا؟ چون از نظر منطقی نمیشه این همه اتفاق فقط توی یک سال اخیر افتاده باشه!!! در عین حالی که این د

ادامه مطلب  

سادگی یا پیچدگی ...  

سادگى یا پیچیدگى؟
امتحان پایانى درس فلسفه بود . 
استاد فقط یک سؤال مطرح کرده بود ! 
سؤال این بود : شما چگونه مى‌توانید مرا متقاعد کنید که صندلى جلوى شما نامرئى است؟
تقریباً یک ساعت زمان برد تا دانشجویان توانستند پاسخ‌هاى خود را در برگه امتحانى‌شان بنویسند ، به غیر از یک دانشجوى تنبل که تنها 10 ثانیه طول کشید تا جواب را بنویسد !
چند روز بعد که استاد نمره‌هاى دانشجویان را اعلام کرد،آن دانشجوى تنبل بالاترین نمره کلاس را گرفته بود !!
او در جواب ف

ادامه مطلب  

سادگی یا پیچدگی ...  

سادگى یا پیچیدگى؟
امتحان پایانى درس فلسفه بود . 
استاد فقط یک سؤال مطرح کرده بود ! 
سؤال این بود : شما چگونه مى‌توانید مرا متقاعد کنید که صندلى جلوى شما نامرئى است؟
تقریباً یک ساعت زمان برد تا دانشجویان توانستند پاسخ‌هاى خود را در برگه امتحانى‌شان بنویسند ، به غیر از یک دانشجوى تنبل که تنها 10 ثانیه طول کشید تا جواب را بنویسد !
چند روز بعد که استاد نمره‌هاى دانشجویان را اعلام کرد،آن دانشجوى تنبل بالاترین نمره کلاس را گرفته بود !!
او در جواب ف

ادامه مطلب  

سادگی یا پیچدگی ...  

سادگى یا پیچیدگى؟
امتحان پایانى درس فلسفه بود . 
استاد فقط یک سؤال مطرح کرده بود ! 
سؤال این بود : شما چگونه مى‌توانید مرا متقاعد کنید که صندلى جلوى شما نامرئى است؟
تقریباً یک ساعت زمان برد تا دانشجویان توانستند پاسخ‌هاى خود را در برگه امتحانى‌شان بنویسند ، به غیر از یک دانشجوى تنبل که تنها 10 ثانیه طول کشید تا جواب را بنویسد !
چند روز بعد که استاد نمره‌هاى دانشجویان را اعلام کرد،آن دانشجوى تنبل بالاترین نمره کلاس را گرفته بود !!
او در جواب ف

ادامه مطلب  

سادگی یا پیچدگی ...  

سادگى یا پیچیدگى؟
امتحان پایانى درس فلسفه بود . 
استاد فقط یک سؤال مطرح کرده بود ! 
سؤال این بود : شما چگونه مى‌توانید مرا متقاعد کنید که صندلى جلوى شما نامرئى است؟
تقریباً یک ساعت زمان برد تا دانشجویان توانستند پاسخ‌هاى خود را در برگه امتحانى‌شان بنویسند ، به غیر از یک دانشجوى تنبل که تنها 10 ثانیه طول کشید تا جواب را بنویسد !
چند روز بعد که استاد نمره‌هاى دانشجویان را اعلام کرد،آن دانشجوى تنبل بالاترین نمره کلاس را گرفته بود !!
او در جواب ف

ادامه مطلب  

711  

تگزاس رو عملا آب برده! روزانه ده ها عکس می بینم از مردمی که توی خونه هاشون تا کمر توی آب گیر افتادن و منتظر کمکن یا نیروهای امدادی که سخاوتمندانه و بدون خستگی، شبانه روز، در حال امدادرسانی هستن اما بارون امان نمی ده. هر جا پا می ذاری یا میری خرید ازت می پرسن می خوای به صلیب سرخ کمک کنی یا نه؟ عجیب ترین عکسی که دیدم عکسی بود که تایمز توی صفحه ی اینستاگرامش گذاشته بود. 6 پیرزن و 3 گربه توی خانه ی سالمندان گیر افتاده بودن. عکس پیرزن ها رو نشون می داد

ادامه مطلب  

677  

کارول به مدت 15 سال توی موزه ی هنرهای معاصر نشویل به شکل داوطلب کار می کرده. چند هفته قبل ازش خواهش کردم که بهم کمک کنه تا من هم به عنوان داوطلب اونجا مشغول به کار بشم. با ویزایی که من دارم که ویزای دانشجویی اونم از نوع وابسته محسوب میشه، توی آمریکا اجازه ی کار ندارم و تنها می تونم توی فعالیت هایی شرکت کنم که توش دست کم به شکل قانونی پولی رد و بدل نمیشه! کارول به مسوول موزه ایمیل زد و با جزئیات من رو بهشون معرفی کرد و گفت می تونم کمک خوبی در بخش آمو

ادامه مطلب  

677  

کارول به مدت 15 سال توی موزه ی هنرهای معاصر نشویل به شکل داوطلب کار می کرده. چند هفته قبل ازش خواهش کردم که بهم کمک کنه تا من هم به عنوان داوطلب اونجا مشغول به کار بشم. با ویزایی که من دارم که ویزای دانشجویی اونم از نوع وابسته محسوب میشه، توی آمریکا اجازه ی کار ندارم و تنها می تونم توی فعالیت هایی شرکت کنم که توش دست کم به شکل قانونی پولی رد و بدل نمیشه! کارول به مسوول موزه ایمیل زد و با جزئیات من رو بهشون معرفی کرد و گفت می تونم کمک خوبی در بخش آمو

ادامه مطلب  

تلاطم  

تلاطم های دیروز که هر کدامشان برای از پا انداختن یک خرس کافی بود با شب به پایان رسید! اگر از طرفی باید فلسفه بخوانید و هضم کنید که تقابل واحد و کثیر تقابل ذاتی یعنی از جنس تضاد و تضایف نیست و تقابل تشکیکی است یعنی اختلاف ها به اشتراک ها بر میگردد و همه چیز حل است! اگر از طرفی باید گزارش کار کانون را تکمیل کنید و مهدی آمده است که طراحی ها را تمام کند اما هر چه تا ساعت سه شب زور میزنید هنوز جای کار هست و هیچ چیز حل نیست! اگر با مهدی حبیب بوالله( این ا

ادامه مطلب  

تلاطم  

تلاطم های دیروز که هر کدامشان برای از پا انداختن یک خرس کافی بود با شب به پایان رسید! اگر از طرفی باید فلسفه بخوانید و هضم کنید که تقابل واحد و کثیر تقابل ذاتی یعنی از جنس تضاد و تضایف نیست و تقابل تشکیکی است یعنی اختلاف ها به اشتراک ها بر میگردد و همه چیز حل است! اگر از طرفی باید گزارش کار کانون را تکمیل کنید و مهدی آمده است که طراحی ها را تمام کند اما هر چه تا ساعت سه شب زور میزنید هنوز جای کار هست و هیچ چیز حل نیست! اگر با مهدی حبیب بوالله( این ا

ادامه مطلب  

تلاطم  

تلاطم های دیروز که هر کدامشان برای از پا انداختن یک خرس کافی بود با شب به پایان رسید! اگر از طرفی باید فلسفه بخوانید و هضم کنید که تقابل واحد و کثیر تقابل ذاتی یعنی از جنس تضاد و تضایف نیست و تقابل تشکیکی است یعنی اختلاف ها به اشتراک ها بر میگردد و همه چیز حل است! اگر از طرفی باید گزارش کار کانون را تکمیل کنید و مهدی آمده است که طراحی ها را تمام کند اما هر چه تا ساعت سه شب زور میزنید هنوز جای کار هست و هیچ چیز حل نیست! اگر با مهدی حبیب بوالله( این ا

ادامه مطلب  

تلاطم  

تلاطم های دیروز که هر کدامشان برای از پا انداختن یک خرس کافی بود با شب به پایان رسید! اگر از طرفی باید فلسفه بخوانید و هضم کنید که تقابل واحد و کثیر تقابل ذاتی یعنی از جنس تضاد و تضایف نیست و تقابل تشکیکی است یعنی اختلاف ها به اشتراک ها بر میگردد و همه چیز حل است! اگر از طرفی باید گزارش کار کانون را تکمیل کنید و مهدی آمده است که طراحی ها را تمام کند اما هر چه تا ساعت سه شب زور میزنید هنوز جای کار هست و هیچ چیز حل نیست! اگر با مهدی حبیب بوالله( این ا

ادامه مطلب  

شاعر جوان  

به محمود گفتم محمود بذار عکستو بگیرم بذارم اینستا جهانی شی! با لهجه شیرین جنوبی جواب داد همون ولاتمون بسه، میذاری مردم میبینن بعد میخوان.. نه نه دخیلت. منم همینو گرفتم محمودم اون بغله +
با پدر که این بغله کلی حرف زدیم من جمله در باب بچه های این زمونه و اون جریانی که سبب شد من و علیرضا تا ساعت ٤ صبح تو خیابونها موتور سواری کنیم و کنار دریا بنشینیم و حرف بزنیم خوابمان نبرد (اون شب کلا یکی از بچه های سپاه رو در حال گشت دیدیم بقیه همه بچه های خودمون ب

ادامه مطلب  

شاعر جوان  

به محمود گفتم محمود بذار عکستو بگیرم بذارم اینستا جهانی شی! با لهجه شیرین جنوبی جواب داد همون ولاتمون بسه، میذاری مردم میبینن بعد میخوان.. نه نه دخیلت. منم همینو گرفتم محمودم اون بغله +
با پدر که این بغله کلی حرف زدیم من جمله در باب بچه های این زمونه و اون جریانی که سبب شد من و علیرضا تا ساعت ٤ صبح تو خیابونها موتور سواری کنیم و کنار دریا بنشینیم و حرف بزنیم خوابمان نبرد (اون شب کلا یکی از بچه های سپاه رو در حال گشت دیدیم بقیه همه بچه های خودمون ب

ادامه مطلب  

شاعر جوان  

به محمود گفتم محمود بذار عکستو بگیرم بذارم اینستا جهانی شی! با لهجه شیرین جنوبی جواب داد همون ولاتمون بسه، میذاری مردم میبینن بعد میخوان.. نه نه دخیلت. منم همینو گرفتم محمودم اون بغله +
با پدر که این بغله کلی حرف زدیم من جمله در باب بچه های این زمونه و اون جریانی که سبب شد من و علیرضا تا ساعت ٤ صبح تو خیابونها موتور سواری کنیم و کنار دریا بنشینیم و حرف بزنیم خوابمان نبرد (اون شب کلا یکی از بچه های سپاه رو در حال گشت دیدیم بقیه همه بچه های خودمون ب

ادامه مطلب  

شاعر جوان  

به محمود گفتم محمود بذار عکستو بگیرم بذارم اینستا جهانی شی! با لهجه شیرین جنوبی جواب داد همون ولاتمون بسه، میذاری مردم میبینن بعد میخوان.. نه نه دخیلت. منم همینو گرفتم محمودم اون بغله +
با پدر که این بغله کلی حرف زدیم من جمله در باب بچه های این زمونه و اون جریانی که سبب شد من و علیرضا تا ساعت ٤ صبح تو خیابونها موتور سواری کنیم و کنار دریا بنشینیم و حرف بزنیم خوابمان نبرد (اون شب کلا یکی از بچه های سپاه رو در حال گشت دیدیم بقیه همه بچه های خودمون ب

ادامه مطلب  

703  

سه شنبه روز خوبی بود. شلوغ تر از اون چیزی که فکرش رو می کردم اما در نهایت رضایت بخش. صبح همه به جز من زود از خواب بیدار شدن چون پوریا باید واسه امتحان زودتر می رفت دانشگاه. محمد هم همراهش رفت. من حدود هشت و نیم بیدار شدم و تقریبا نه و ربع زدم بیرون و شقایق رو با اون همه استرس خونه تنها گذاشتم. این بار از ورودی پارکینگ وارد شدم و مثل آدم بلیط گرفتم. از اونجایی که موزه ساعت ده باز میشه، هنوز کلی جای پارک بود و زحمتی برای پیدا کردن جای خالی نداشتم. رفت

ادامه مطلب  

703  

سه شنبه روز خوبی بود. شلوغ تر از اون چیزی که فکرش رو می کردم اما در نهایت رضایت بخش. صبح همه به جز من زود از خواب بیدار شدن چون پوریا باید واسه امتحان زودتر می رفت دانشگاه. محمد هم همراهش رفت. من حدود هشت و نیم بیدار شدم و تقریبا نه و ربع زدم بیرون و شقایق رو با اون همه استرس خونه تنها گذاشتم. این بار از ورودی پارکینگ وارد شدم و مثل آدم بلیط گرفتم. از اونجایی که موزه ساعت ده باز میشه، هنوز کلی جای پارک بود و زحمتی برای پیدا کردن جای خالی نداشتم. رفت

ادامه مطلب  

یهویی ...  

بعضی وقت ها بی مقدمه یهو دلت می گیرد .
نمی دانی چرا ؟!!!
بدون علت نیست ولی علتش را نمی دانی .
تو این وقت ها ، تو این حس عجیب هر کسی خودش را یه جور سرگرم می کند .
بعضی ها قدم می زنند .
بعضی ها ترجیح میدند با دوستانشان باشند .
بعضی ها سیگار می کشند .
عده ای آهنگ گوش می کنند .
و خلاصه هر کسی خودش را سرگرم می کند .
منم عادت دارم حرف بزنم . خیلی پر حرفم . خلاصه اگر شروع به صحبت کنم گوش شنوا قطعاً کر خواهد شد . (خیلی هم کم پیش میاد) .
امروز هم نمی دانم چی شده بود که د

ادامه مطلب  

یهویی ...  

بعضی وقت ها بی مقدمه یهو دلت می گیرد .
نمی دانی چرا ؟!!!
بدون علت نیست ولی علتش را نمی دانی .
تو این وقت ها ، تو این حس عجیب هر کسی خودش را یه جور سرگرم می کند .
بعضی ها قدم می زنند .
بعضی ها ترجیح میدند با دوستانشان باشند .
بعضی ها سیگار می کشند .
عده ای آهنگ گوش می کنند .
و خلاصه هر کسی خودش را سرگرم می کند .
منم عادت دارم حرف بزنم . خیلی پر حرفم . خلاصه اگر شروع به صحبت کنم گوش شنوا قطعاً کر خواهد شد . (خیلی هم کم پیش میاد) .
امروز هم نمی دانم چی شده بود که د

ادامه مطلب  

یهویی ...  

بعضی وقت ها بی مقدمه یهو دلت می گیرد .
نمی دانی چرا ؟!!!
بدون علت نیست ولی علتش را نمی دانی .
تو این وقت ها ، تو این حس عجیب هر کسی خودش را یه جور سرگرم می کند .
بعضی ها قدم می زنند .
بعضی ها ترجیح میدند با دوستانشان باشند .
بعضی ها سیگار می کشند .
عده ای آهنگ گوش می کنند .
و خلاصه هر کسی خودش را سرگرم می کند .
منم عادت دارم حرف بزنم . خیلی پر حرفم . خلاصه اگر شروع به صحبت کنم گوش شنوا قطعاً کر خواهد شد . (خیلی هم کم پیش میاد) .
امروز هم نمی دانم چی شده بود که د

ادامه مطلب  

یهویی ...  

بعضی وقت ها بی مقدمه یهو دلت می گیرد .
نمی دانی چرا ؟!!!
بدون علت نیست ولی علتش را نمی دانی .
تو این وقت ها ، تو این حس عجیب هر کسی خودش را یه جور سرگرم می کند .
بعضی ها قدم می زنند .
بعضی ها ترجیح میدند با دوستانشان باشند .
بعضی ها سیگار می کشند .
عده ای آهنگ گوش می کنند .
و خلاصه هر کسی خودش را سرگرم می کند .
منم عادت دارم حرف بزنم . خیلی پر حرفم . خلاصه اگر شروع به صحبت کنم گوش شنوا قطعاً کر خواهد شد . (خیلی هم کم پیش میاد) .
امروز هم نمی دانم چی شده بود که د

ادامه مطلب  

این قسمت احوالات گفته نشده  

ساعت 2 بود. پای گزارش تولید بنزین نشسته بودم. بین فرمولهای RON و RVP. تلفن زنگ زد. هادی است. چند روزیست که امده اند مسافرت به شمال. قرار شد اگر برنامه سفرشان طوری بود که من هم به انها بپیوندم به من خبر بدهد. احتمالا همین است. تلفن را جواب دادم میگوید «مهدی* تهران است». خواب می بینم؟ مهدی؟ چطور؟ یکهو؟ بعد از نزدیک به 8 سال نبودن؟ تند تند شماره اش را میگیرم. صدایش بدون لگ می آید. همین گواه این است که تهران است. از ساعت 9 صبح تهران بوده. مراعات مرا کرده که ش

ادامه مطلب  

اسباب بازی فروش ۲  

توی اسباب بازی فروشی هیچی نیست اما انگار همه چیز هست. همه ی اسباب بازی ها هر چقدر هم جنسشان بی نظیر باشد عاقبت روزی که چندان هم دور نیست به کناری پرت می شوند و بی استفاده می شوند. اسباب بازی ها شاد می کنند و حتی می ترسانند (مثل نقاب خون آشام و هزارپای پلاستیکی) و باید بگویم اسباب بازی ها قابلیت ناراحت کردن هم دارند. وقتی دختربچه ای از خانواده ای بی بضاعت به تماشای اسباب بازی ها می آید و بعد با تلخی لبخندش چند لحظه ی زندگی را به تلخی دعوت می کند. یا

ادامه مطلب  

اسباب بازی فروش ۲  

توی اسباب بازی فروشی هیچی نیست اما انگار همه چیز هست. همه ی اسباب بازی ها هر چقدر هم جنسشان بی نظیر باشد عاقبت روزی که چندان هم دور نیست به کناری پرت می شوند و بی استفاده می شوند. اسباب بازی ها شاد می کنند و حتی می ترسانند (مثل نقاب خون آشام و هزارپای پلاستیکی) و باید بگویم اسباب بازی ها قابلیت ناراحت کردن هم دارند. وقتی دختربچه ای از خانواده ای بی بضاعت به تماشای اسباب بازی ها می آید و بعد با تلخی لبخندش چند لحظه ی زندگی را به تلخی دعوت می کند. یا

ادامه مطلب  

گچ بد اخلاق  

بالاخره تموم شد.
باز هم اون  یکی برادرم نامردی کرد و صبح قرار بود وایسه تا عصر من برم کار رو انجام بدم اما خب تخت گرفت خوابید و اینجا بود که دوباره همه نگاهها به سمت من چرخید.
از ساعت ۸:۳۰ تا ۹:۳۰ شب ! یه سره کار، فقط ناهار و نماز.
این اوستامون هم خیلی جان سخت بود، لامصب عجله داشت میخواست زود کار رو تموم کنه منم مجبور بودم پا به پاش بیام.
حالا صبح هیچی، خیلی سخت نبود فقط میخواست سرامیک هایی که کار گذاشته بودیم رو ماسه بریزیم و چند قسمت رو هم سرامیک

ادامه مطلب  

گچ بد اخلاق  

بالاخره تموم شد.
باز هم اون  یکی برادرم نامردی کرد و صبح قرار بود وایسه تا عصر من برم کار رو انجام بدم اما خب تخت گرفت خوابید و اینجا بود که دوباره همه نگاهها به سمت من چرخید.
از ساعت ۸:۳۰ تا ۹:۳۰ شب ! یه سره کار، فقط ناهار و نماز.
این اوستامون هم خیلی جان سخت بود، لامصب عجله داشت میخواست زود کار رو تموم کنه منم مجبور بودم پا به پاش بیام.
حالا صبح هیچی، خیلی سخت نبود فقط میخواست سرامیک هایی که کار گذاشته بودیم رو ماسه بریزیم و چند قسمت رو هم سرامیک

ادامه مطلب  

ویتامین ها و مکمل های غذایی  

ویتامین ها و مکمل های غذایی رو چه موقع از روز بخوریم:
1_ کلسیم
بهترین زمان مصرف مکمل‌ها کلسیم، شب است !  به این دلیل که مصرف کلسیم در بدن بیشتر در شب صورت می گیرد. و همچنین به دلیل این که کلسیم می تواند به خوابیدن کمک کند. 
  خوردن کلسیم با شیر خیلی به جذب کلسیم کمک میکند.  بنابراین نوشیدن یک لیوان شیر شب ها قبل از خواب همراه با قرص کلسیم را فراموش نکنید. چون کلسیم تا حدودی یبوست هم ایجاد میکند بهتره با آب فراوان خورده شود
2_ آهن 
آهن را شب موقع خوا

ادامه مطلب  

باور کنید ...  

باور کنید هر چیزی حدی دارد .
می نالیم که چرا ما را به خاطر خودمان نمی خواهند .
مگر سادگی جرم است ؟!
امتحان کنید ...
یک مدت ساده باشید و بی آلایش زندگی کنید .
عکس های خود واقعی تان را به اشتراک بگذارید .
بگذارید اگر از عکس هایتان عاشقتان می شوند ، عاشق سادگی تان شوند .
باور کنید سادگی جُرم نیست ...

ادامه مطلب  

باور کنید ...  

باور کنید هر چیزی حدی دارد .
می نالیم که چرا ما را به خاطر خودمان نمی خواهند .
مگر سادگی جرم است ؟!
امتحان کنید ...
یک مدت ساده باشید و بی آلایش زندگی کنید .
عکس های خود واقعی تان را به اشتراک بگذارید .
بگذارید اگر از عکس هایتان عاشقتان می شوند ، عاشق سادگی تان شوند .
باور کنید سادگی جُرم نیست ...

ادامه مطلب  

باور کنید ...  

باور کنید هر چیزی حدی دارد .
می نالیم که چرا ما را به خاطر خودمان نمی خواهند .
مگر سادگی جرم است ؟!
امتحان کنید ...
یک مدت ساده باشید و بی آلایش زندگی کنید .
عکس های خود واقعی تان را به اشتراک بگذارید .
بگذارید اگر از عکس هایتان عاشقتان می شوند ، عاشق سادگی تان شوند .
باور کنید سادگی جُرم نیست ...

ادامه مطلب  

باور کنید ...  

باور کنید هر چیزی حدی دارد .
می نالیم که چرا ما را به خاطر خودمان نمی خواهند .
مگر سادگی جرم است ؟!
امتحان کنید ...
یک مدت ساده باشید و بی آلایش زندگی کنید .
عکس های خود واقعی تان را به اشتراک بگذارید .
بگذارید اگر از عکس هایتان عاشقتان می شوند ، عاشق سادگی تان شوند .
باور کنید سادگی جُرم نیست ...

ادامه مطلب  

بیست کاری که پولدار ها انجام می دهند ...  

یک : ۷۰ درصد پولدارها روزانه کمتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله (junk food) مصرف می‌کنند . 
۹۷ درصد بی‌پول‌ها روزانه بیشتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله می‌خورند . 
دو : ۸۰ درصد پولدارها فقط روی «یک» هدف مشخص تمرکز کرده‌اند . 
فقط ۱۲ درصد بی‌پول‌ها چنین کاری می‌کنند .
سه : ۷۶ درصد پولدارها چهار روز در هفته ورزش می‌کنند .
 ۲۳ درصد بی‌پول‌ها اهل ورزش مرتب هستند .

چهار : ۶۳ درصد پولدارها موقع رفتن سر کار به کتاب‌های صوتی گوش می‌دهند .
 فقط ۵ درصد بی‌پول‌ها

ادامه مطلب  

بیست کاری که پولدار ها انجام می دهند ...  

یک : ۷۰ درصد پولدارها روزانه کمتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله (junk food) مصرف می‌کنند . 
۹۷ درصد بی‌پول‌ها روزانه بیشتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله می‌خورند . 
دو : ۸۰ درصد پولدارها فقط روی «یک» هدف مشخص تمرکز کرده‌اند . 
فقط ۱۲ درصد بی‌پول‌ها چنین کاری می‌کنند .
سه : ۷۶ درصد پولدارها چهار روز در هفته ورزش می‌کنند .
 ۲۳ درصد بی‌پول‌ها اهل ورزش مرتب هستند .

چهار : ۶۳ درصد پولدارها موقع رفتن سر کار به کتاب‌های صوتی گوش می‌دهند .
 فقط ۵ درصد بی‌پول‌ها

ادامه مطلب  

بیست کاری که پولدار ها انجام می دهند ...  

یک : ۷۰ درصد پولدارها روزانه کمتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله (junk food) مصرف می‌کنند . 
۹۷ درصد بی‌پول‌ها روزانه بیشتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله می‌خورند . 
دو : ۸۰ درصد پولدارها فقط روی «یک» هدف مشخص تمرکز کرده‌اند . 
فقط ۱۲ درصد بی‌پول‌ها چنین کاری می‌کنند .
سه : ۷۶ درصد پولدارها چهار روز در هفته ورزش می‌کنند .
 ۲۳ درصد بی‌پول‌ها اهل ورزش مرتب هستند .

چهار : ۶۳ درصد پولدارها موقع رفتن سر کار به کتاب‌های صوتی گوش می‌دهند .
 فقط ۵ درصد بی‌پول‌ها

ادامه مطلب  

بیست کاری که پولدار ها انجام می دهند ...  

یک : ۷۰ درصد پولدارها روزانه کمتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله (junk food) مصرف می‌کنند . 
۹۷ درصد بی‌پول‌ها روزانه بیشتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله می‌خورند . 
دو : ۸۰ درصد پولدارها فقط روی «یک» هدف مشخص تمرکز کرده‌اند . 
فقط ۱۲ درصد بی‌پول‌ها چنین کاری می‌کنند .
سه : ۷۶ درصد پولدارها چهار روز در هفته ورزش می‌کنند .
 ۲۳ درصد بی‌پول‌ها اهل ورزش مرتب هستند .

چهار : ۶۳ درصد پولدارها موقع رفتن سر کار به کتاب‌های صوتی گوش می‌دهند .
 فقط ۵ درصد بی‌پول‌ها

ادامه مطلب  

مورد مورد  

+ نیم ساعت میشه از جشن حنابندان برگشتیم..! خسته وکوفته! روز قبل فقط سه ساعت خوابیدم!:/
++فرایند انتخاب اتاق خوابگاه ، خداروشکر خوب پیش رفت . از این مرحله عبورکردیم:)
+++ با همون آشنای مجازی که در دنیای مجازی خیلی راحت بودیم و بعد تو واقعیت معذب :))) انقددددر رفیق و صمیمی تر از مجازی شدیم ! که گفتنی نیست
+++++ انگار قسمت نیست شمال دسته جمعی رو بریم..خب اولش حسابی خورد تو ذوقم..! چون کلی برنامه چیده بودم .ولی با یه کم سبک سنگین کردن حتی میفهمم به نفعمه

پست قب

ادامه مطلب  

700  

امروز برای دومین بار در زندگی ام خورشید گرفتگی کامل رو دیدم! یادمه اولین بار یازده دوازده سالم بود که خورشید گرفت. یادمه از پشت فیلم سونوگرافی یه بار بهش نگاه کردم و شکل تاریکی هوا رو هم یادمه اما نه چیزی بیشتر. این چند وقت که همه جا حرف کسوف بود و شنیده ها خبر از این می داد که همه ی هتل ها توی نشویل پر شدن و سیل جمعیت به این طرف سرازیره، همه ازم می پرسیدن برنامه ات برای دیدن کسوف چیه و من خیلی عادی می گفتم: هیچی! بار اولم نیست. اما امروز وقتی اتفا

ادامه مطلب  

700  

امروز برای دومین بار در زندگی ام خورشید گرفتگی کامل رو دیدم! یادمه اولین بار یازده دوازده سالم بود که خورشید گرفت. یادمه از پشت فیلم سونوگرافی یه بار بهش نگاه کردم و شکل تاریکی هوا رو هم یادمه اما نه چیزی بیشتر. این چند وقت که همه جا حرف کسوف بود و شنیده ها خبر از این می داد که همه ی هتل ها توی نشویل پر شدن و سیل جمعیت به این طرف سرازیره، همه ازم می پرسیدن برنامه ات برای دیدن کسوف چیه و من خیلی عادی می گفتم: هیچی! بار اولم نیست. اما امروز وقتی اتفا

ادامه مطلب  

رژیم غذایی  

تند غذا خوردن
هنگامی که غذا با سرعت خورده شود، مغز فرصت کافی برای ارتباط با شکم را نخواهد داشت. به عبارتی دیگر مغز پس از ۱۵ الی ۲۰ دقیقه پس از شروع به غذا خوردن، سیگنالی مبنی بر سیر شدن را به معده مخابره می کند. پس هنگامیکه وعده غذایی در ۱۰ دقیقه خورده شود شما احساس می کنید که هنوز گرسنه اید و بیشتر از حد معمول غذا میل می کنید. تند خوردن غذا با اضافه وزن رابطه مستقیمی دارد.  
راه حل:
 برای آرام خوردن غذا، محتویات بشقاب خود را به بخش های کوچک تقسیم

ادامه مطلب  

دروغ سفید ...  

(دروغ سفید نگویید تا پیشرفت کنید)
دروغ های سفید دروغ هایی است که برای آسیب به دیگران گفته نمی شوند : 
1- در جاده با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت رانندگی می کند اما در جمع دوستان می گوید که کمتر از ۱۲۰ کیلومتر در ساعت نمی رود !
2- روزی یک صفحه کتاب می خواند اما در حضور دیگران می گوید اگر کمتر از ده صفحه در روز بخوانم نمی خوابم !
پاول اکمن می گوید :
«من دروغ های سیاه را بخشودنی می دانم اما دروغ سفید نابخشودنی است .
این دروغ انسان ها را به پرتگاه نابودی می برد

ادامه مطلب  

دروغ سفید ...  

(دروغ سفید نگویید تا پیشرفت کنید)
دروغ های سفید دروغ هایی است که برای آسیب به دیگران گفته نمی شوند : 
1- در جاده با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت رانندگی می کند اما در جمع دوستان می گوید که کمتر از ۱۲۰ کیلومتر در ساعت نمی رود !
2- روزی یک صفحه کتاب می خواند اما در حضور دیگران می گوید اگر کمتر از ده صفحه در روز بخوانم نمی خوابم !
پاول اکمن می گوید :
«من دروغ های سیاه را بخشودنی می دانم اما دروغ سفید نابخشودنی است .
این دروغ انسان ها را به پرتگاه نابودی می برد

ادامه مطلب  

دروغ سفید ...  

(دروغ سفید نگویید تا پیشرفت کنید)
دروغ های سفید دروغ هایی است که برای آسیب به دیگران گفته نمی شوند : 
1- در جاده با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت رانندگی می کند اما در جمع دوستان می گوید که کمتر از ۱۲۰ کیلومتر در ساعت نمی رود !
2- روزی یک صفحه کتاب می خواند اما در حضور دیگران می گوید اگر کمتر از ده صفحه در روز بخوانم نمی خوابم !
پاول اکمن می گوید :
«من دروغ های سیاه را بخشودنی می دانم اما دروغ سفید نابخشودنی است .
این دروغ انسان ها را به پرتگاه نابودی می برد

ادامه مطلب  

دروغ سفید ...  

(دروغ سفید نگویید تا پیشرفت کنید)
دروغ های سفید دروغ هایی است که برای آسیب به دیگران گفته نمی شوند : 
1- در جاده با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت رانندگی می کند اما در جمع دوستان می گوید که کمتر از ۱۲۰ کیلومتر در ساعت نمی رود !
2- روزی یک صفحه کتاب می خواند اما در حضور دیگران می گوید اگر کمتر از ده صفحه در روز بخوانم نمی خوابم !
پاول اکمن می گوید :
«من دروغ های سیاه را بخشودنی می دانم اما دروغ سفید نابخشودنی است .
این دروغ انسان ها را به پرتگاه نابودی می برد

ادامه مطلب  

پیچ حساس  

توی دلم آشوبه این چند روز، هر جور حساب می کنم میبینم که باید این راه مهاجرت رو برم. نمی تونم تا آخر مسیر رو ببینم اما می دونم ترس هایی توی وجودم هست که فقط با پا گذاشتن توی این مسیر می تونم مطمئن باشم که واقعی هستن یا نه. نمی شه با توی خونه نشستن توقع اتفاقی رو داشته باشم، این استقلال هرچند پرهزینه باشه واسم اما مجبورم.با چند نفر مشورت گرفتم که نتیجه این بود که تنهايي می تونی با اون دستمزد کار کنی اما خانواده بشی سخته، یکی که خودش 12 ساله برای کار

ادامه مطلب  

پیچ حساس  

توی دلم آشوبه این چند روز، هر جور حساب می کنم میبینم که باید این راه مهاجرت رو برم. نمی تونم تا آخر مسیر رو ببینم اما می دونم ترس هایی توی وجودم هست که فقط با پا گذاشتن توی این مسیر می تونم مطمئن باشم که واقعی هستن یا نه. نمی شه با توی خونه نشستن توقع اتفاقی رو داشته باشم، این استقلال هرچند پرهزینه باشه واسم اما مجبورم.با چند نفر مشورت گرفتم که نتیجه این بود که تنهايي می تونی با اون دستمزد کار کنی اما خانواده بشی سخته، یکی که خودش 12 ساله برای کار

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >