وقتی حواست هست و میدونی حواسم نیست*  

دریافت لینک مراسم روز عرفه‌ی مسجد دانشگاه سابق خیلی حس خوبی بود! دونقطهـلبخند
* یه آهنگی بود از رستاک یه همچین بندی توش داشت. میگفت حواسم هست و میدونم حواست نیست. البته بلاتشبیه، این عنوان فقط ازون اقتباس شده و هیچ ربط دیگه‌ای بهش نداره.

ادامه مطلب  

وقتی حواست هست و میدونی حواسم نیست*  

دریافت لینک مراسم روز عرفه‌ی مسجد دانشگاه سابق خیلی حس خوبی بود! دونقطهـلبخند
* یه آهنگی بود از رستاک یه همچین بندی توش داشت. میگفت حواسم هست و میدونم حواست نیست. البته بلاتشبیه، این عنوان فقط ازون اقتباس شده و هیچ ربط دیگه‌ای بهش نداره.

ادامه مطلب  

وقتی حواست هست و میدونی حواسم نیست*  

دریافت لینک مراسم روز عرفه‌ی مسجد دانشگاه سابق خیلی حس خوبی بود! دونقطهـلبخند
* یه آهنگی بود از رستاک یه همچین بندی توش داشت. میگفت حواسم هست و میدونم حواست نیست. البته بلاتشبیه، این عنوان فقط ازون اقتباس شده و هیچ ربط دیگه‌ای بهش نداره.

ادامه مطلب  

وقتی حواست هست و میدونی حواسم نیست*  

دریافت لینک مراسم روز عرفه‌ی مسجد دانشگاه سابق خیلی حس خوبی بود! دونقطهـلبخند
* یه آهنگی بود از رستاک یه همچین بندی توش داشت. میگفت حواسم هست و میدونم حواست نیست. البته بلاتشبیه، این عنوان فقط ازون اقتباس شده و هیچ ربط دیگه‌ای بهش نداره.

ادامه مطلب  

وقتی حواست هست و میدونی حواسم نیست*  

دریافت لینک مراسم روز عرفه‌ی مسجد دانشگاه سابق خیلی حس خوبی بود! دونقطهـلبخند
* یه آهنگی بود از رستاک یه همچین بندی توش داشت. میگفت حواسم هست و میدونم حواست نیست. البته بلاتشبیه، این عنوان فقط ازون اقتباس شده و هیچ ربط دیگه‌ای بهش نداره.

ادامه مطلب  

وقتی حواست هست و میدونی حواسم نیست*  

دریافت لینک مراسم روز عرفه‌ی مسجد دانشگاه سابق خیلی حس خوبی بود! دونقطهـلبخند
* یه آهنگی بود از رستاک یه همچین بندی توش داشت. میگفت حواسم هست و میدونم حواست نیست. البته بلاتشبیه، این عنوان فقط ازون اقتباس شده و هیچ ربط دیگه‌ای بهش نداره.

ادامه مطلب  

وقتی حواست هست و میدونی حواسم نیست*  

دریافت لینک مراسم روز عرفه‌ی مسجد دانشگاه سابق خیلی حس خوبی بود! دونقطهـلبخند
* یه آهنگی بود از رستاک یه همچین بندی توش داشت. میگفت حواسم هست و میدونم حواست نیست. البته بلاتشبیه، این عنوان فقط ازون اقتباس شده و هیچ ربط دیگه‌ای بهش نداره.

ادامه مطلب  

وقتی حواست هست و میدونی حواسم نیست*  

دریافت لینک مراسم روز عرفه‌ی مسجد دانشگاه سابق خیلی حس خوبی بود! دونقطهـلبخند
* یه آهنگی بود از رستاک یه همچین بندی توش داشت. میگفت حواسم هست و میدونم حواست نیست. البته بلاتشبیه، این عنوان فقط ازون اقتباس شده و هیچ ربط دیگه‌ای بهش نداره.

ادامه مطلب  

وقتی حواست هست و میدونی حواسم نیست*  

دریافت لینک مراسم روز عرفه‌ی مسجد دانشگاه سابق خیلی حس خوبی بود! دونقطهـلبخند
* یه آهنگی بود از رستاک یه همچین بندی توش داشت. میگفت حواسم هست و میدونم حواست نیست. البته بلاتشبیه، این عنوان فقط ازون اقتباس شده و هیچ ربط دیگه‌ای بهش نداره.

ادامه مطلب  

و بالاخره قسمت 200 اُم : دِنتیستری دایِریز!!  

اگه بهارِ عزیزم نگفته بود اصلا و ابدا حواسم به تعداد پست هام نبود! 200 تا پست بیانی! مرسی از اون هایی که خاطرات دندونی ِ خودشون رو برای من فرستادن و ممنون از بقیه که بهانه آوردن که خاطره  ندارن و یا خاطره شون قابل پخش نیست! با بعضی هاش خیلی خندیدم، از یک سری از خاطرات ترسیدم چون می دونم اگه حواسم جمع نباشه ممکنه واسه ی بیمارهای من هم پیش بیاد، چند نفر هم گلایه کرده بودن که من نهایت تلاشم رو می کنم که حواسم بعدا جمع باشه در این زمینه ها. خاطرات رو ب

ادامه مطلب  

و بالاخره قسمت 200 اُم : دِنتیستری دایِریز!!  

اگه بهارِ عزیزم نگفته بود اصلا و ابدا حواسم به تعداد پست هام نبود! 200 تا پست بیانی! مرسی از اون هایی که خاطرات دندونی ِ خودشون رو برای من فرستادن و ممنون از بقیه که بهانه آوردن که خاطره  ندارن و یا خاطره شون قابل پخش نیست! با بعضی هاش خیلی خندیدم، از یک سری از خاطرات ترسیدم چون می دونم اگه حواسم جمع نباشه ممکنه واسه ی بیمارهای من هم پیش بیاد، چند نفر هم گلایه کرده بودن که من نهایت تلاشم رو می کنم که حواسم بعدا جمع باشه در این زمینه ها. خاطرات رو ب

ادامه مطلب  

و بالاخره قسمت 200 اُم : دِنتیستری دایِریز!!  

اگه بهارِ عزیزم نگفته بود اصلا و ابدا حواسم به تعداد پست هام نبود! 200 تا پست بیانی! مرسی از اون هایی که خاطرات دندونی ِ خودشون رو برای من فرستادن و ممنون از بقیه که بهانه آوردن که خاطره  ندارن و یا خاطره شون قابل پخش نیست! با بعضی هاش خیلی خندیدم، از یک سری از خاطرات ترسیدم چون می دونم اگه حواسم جمع نباشه ممکنه واسه ی بیمارهای من هم پیش بیاد، چند نفر هم گلایه کرده بودن که من نهایت تلاشم رو می کنم که حواسم بعدا جمع باشه در این زمینه ها. خاطرات رو ب

ادامه مطلب  

خدایا منو ببخش...  

خدایا منو ببخش اگه یه وقتایی فکر میکنم وظیفه ات هست که همه چیز رو بهم بدی و یه جورایی همیشه ازت طلبکارم...خدایا منو ببخش اگه بابت اون چیزهایی که بهم ندادی اون جور که باید شکرت رو به جا نمی آرم...خدایا منو ببخش که همیشه تو ناخوشی ها یادم می افته که یه خدایی هم دارم..خدایا منو ببخش که همیشه برای همه چیز و همه کس به اندازه کافی وقت دارم جز تو..خدایا منو ببخش که بهت اعتراض میکنم وقتایی که دستم رو با مهربانی می گیری و از پرتگاه نجاتم میدی..خدایا منو ببخش

ادامه مطلب  

خدایا منو ببخش...  

خدایا منو ببخش اگه یه وقتایی فکر میکنم وظیفه ات هست که همه چیز رو بهم بدی و یه جورایی همیشه ازت طلبکارم...خدایا منو ببخش اگه بابت اون چیزهایی که بهم ندادی اون جور که باید شکرت رو به جا نمی آرم...خدایا منو ببخش که همیشه تو ناخوشی ها یادم می افته که یه خدایی هم دارم..خدایا منو ببخش که همیشه برای همه چیز و همه کس به اندازه کافی وقت دارم جز تو..خدایا منو ببخش که بهت اعتراض میکنم وقتایی که دستم رو با مهربانی می گیری و از پرتگاه نجاتم میدی..خدایا منو ببخش

ادامه مطلب  

بذر  

سلام دخترکم....
وقتی هر صبح پنجره رو باز میکنی به عشق یه نسیم خنک که نوید روز بهتری رو بهت بده....ولی چند وقتیه که خاک رو کوه نشسته و انگار باهات سر جنگ داره که من از تو قوی ترم....مثلا انگار بهت میگه تو سهمت غمه و تا ابد اینجا محکوم هستی به موندن و زنده به گور کردن ارزوهات....ولی تو بهش میگی من یادم نمیره که هنوز زنده هستم...من محکومم اره...ولی نه به اینکه ارزوهام زیر خروارها خاک بمیرن....مثلا من محکومم که با دستام بذرهای وجودم رو رشد بدم....محکومم که کم ن

ادامه مطلب  

بذر  

سلام دخترکم....
وقتی هر صبح پنجره رو باز میکنی به عشق یه نسیم خنک که نوید روز بهتری رو بهت بده....ولی چند وقتیه که خاک رو کوه نشسته و انگار باهات سر جنگ داره که من از تو قوی ترم....مثلا انگار بهت میگه تو سهمت غمه و تا ابد اینجا محکوم هستی به موندن و زنده به گور کردن ارزوهات....ولی تو بهش میگی من یادم نمیره که هنوز زنده هستم...من محکومم اره...ولی نه به اینکه ارزوهام زیر خروارها خاک بمیرن....مثلا من محکومم که با دستام بذرهای وجودم رو رشد بدم....محکومم که کم ن

ادامه مطلب  

بذر  

سلام دخترکم....
وقتی هر صبح پنجره رو باز میکنی به عشق یه نسیم خنک که نوید روز بهتری رو بهت بده....ولی چند وقتیه که خاک رو کوه نشسته و انگار باهات سر جنگ داره که من از تو قوی ترم....مثلا انگار بهت میگه تو سهمت غمه و تا ابد اینجا محکوم هستی به موندن و زنده به گور کردن ارزوهات....ولی تو بهش میگی من یادم نمیره که هنوز زنده هستم...من محکومم اره...ولی نه به اینکه ارزوهام زیر خروارها خاک بمیرن....مثلا من محکومم که با دستام بذرهای وجودم رو رشد بدم....محکومم که کم ن

ادامه مطلب  

بذر  

سلام دخترکم....
وقتی هر صبح پنجره رو باز میکنی به عشق یه نسیم خنک که نوید روز بهتری رو بهت بده....ولی چند وقتیه که خاک رو کوه نشسته و انگار باهات سر جنگ داره که من از تو قوی ترم....مثلا انگار بهت میگه تو سهمت غمه و تا ابد اینجا محکوم هستی به موندن و زنده به گور کردن ارزوهات....ولی تو بهش میگی من یادم نمیره که هنوز زنده هستم...من محکومم اره...ولی نه به اینکه ارزوهام زیر خروارها خاک بمیرن....مثلا من محکومم که با دستام بذرهای وجودم رو رشد بدم....محکومم که کم ن

ادامه مطلب  

بذر  

سلام دخترکم....
وقتی هر صبح پنجره رو باز میکنی به عشق یه نسیم خنک که نوید روز بهتری رو بهت بده....ولی چند وقتیه که خاک رو کوه نشسته و انگار باهات سر جنگ داره که من از تو قوی ترم....مثلا انگار بهت میگه تو سهمت غمه و تا ابد اینجا محکوم هستی به موندن و زنده به گور کردن ارزوهات....ولی تو بهش میگی من یادم نمیره که هنوز زنده هستم...من محکومم اره...ولی نه به اینکه ارزوهام زیر خروارها خاک بمیرن....مثلا من محکومم که با دستام بذرهای وجودم رو رشد بدم....محکومم که کم ن

ادامه مطلب  

بذر  

سلام دخترکم....
وقتی هر صبح پنجره رو باز میکنی به عشق یه نسیم خنک که نوید روز بهتری رو بهت بده....ولی چند وقتیه که خاک رو کوه نشسته و انگار باهات سر جنگ داره که من از تو قوی ترم....مثلا انگار بهت میگه تو سهمت غمه و تا ابد اینجا محکوم هستی به موندن و زنده به گور کردن ارزوهات....ولی تو بهش میگی من یادم نمیره که هنوز زنده هستم...من محکومم اره...ولی نه به اینکه ارزوهام زیر خروارها خاک بمیرن....مثلا من محکومم که با دستام بذرهای وجودم رو رشد بدم....محکومم که کم ن

ادامه مطلب  

بذر  

سلام دخترکم....
وقتی هر صبح پنجره رو باز میکنی به عشق یه نسیم خنک که نوید روز بهتری رو بهت بده....ولی چند وقتیه که خاک رو کوه نشسته و انگار باهات سر جنگ داره که من از تو قوی ترم....مثلا انگار بهت میگه تو سهمت غمه و تا ابد اینجا محکوم هستی به موندن و زنده به گور کردن ارزوهات....ولی تو بهش میگی من یادم نمیره که هنوز زنده هستم...من محکومم اره...ولی نه به اینکه ارزوهام زیر خروارها خاک بمیرن....مثلا من محکومم که با دستام بذرهای وجودم رو رشد بدم....محکومم که کم ن

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

شـــوهر  

+امروز مامان اینا اومدن منم باهاشون رفتم خونه شون،شوهر خسته بود زود شام خوردیم اومدیم الان نشسته مستند حیوانات میبینهدخملی باهاش حرف میزنه بهش میگم گوش بده میگه گوش کردم میگم چی گفت حالا میدونم اصلا حواسش به حرف نیست فقط نگاش میکرد  میگه تو یه کم سرت تو گوشی باشه اشتباه ننویسیحالا چه ربطی داشت؟
نفهمید دخملی چی میگه میخواست کم نیاره
منم داشتم وب میخوندم ،حواسم به دخملی هم بود لابه لاش منظره های این مستند رو هم نگاه میکردم گفتم من حواسم به ه

ادامه مطلب  

چاپ روی فلز  

ورق آلومینیوم سابلیمیشن و چاپ روی فلز 
برای تابلوی بالای سنگ مزار ،تابلوهای هنری ،تابلوهای شهری ،تابلوهای شهدا ،
تابلوهای خیابان ، تابلوهای جاده ای ، چاپ تامپو ، چاپ سیلک ، چاپ شابلونی و … استفاده می شود.
عضویت در کانال تخصصی چاپ و تبلیغات ثامن
فیلم آموزشی چاپ فلز

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1